الملا فتح الله الكاشاني

185

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بعد از خلق ايشانست حاصل كه او سبحانه عالمست بواقع و متوقع * ( وَإِلَى اللَّه ) * و بسوى خدا نه غير او * ( تُرْجَعُ الأُمُورُ ) * باز گردانيده مىشود همهء كارها و كسى كه متصف به اين صفات باشد هيچ احدى را نرسد كه در حكم و تدابير او كه از جملهء آن اختيار رسل است بر او اعتراض كند و بعد از اثبات وحدانيت خود در الوهيت و نفى شركت غير از خود بندگان را بعبادت خود امر ميفرمايد كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى كسانى كه گرويده‌ايد * ( ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا ) * ركوع كنيد و سجود كنيد در نماز كه از اركان و عظم افعالست و مرويست كه در اول اسلام در نماز همين قيام و قعود بود و بدين آيه ركوع و سجود داخل شد و گويند مراد امر است به نماز و تعبير صلوة به ركوع و سجود جهت آنست كه دو ركن اعظماند پس تسميهء شيء باشد باسم اعظم اجزاى آن و از جملهء مواضعى كه قارى را سنت است سجده كردن نزد تلاوت قرآن اين آيتست و باتفاق ما و بعضى از عامه كه حنفى و مالكيست اين سجده واجب نيست در حين تلاوت اين چه مراد امر است به ركوع و سجود در نماز نه مطلقا و ذكر ركوع يا سجود دالست بر اين و شافعى و حنبلى اين سجده را در وقت تلاوت واجب ميدانند و ميگويند كه ظاهر امر بسجود واقع شده و در حديث نيز آمده كه فضيلت سورة الحج بسجدتين من لم يسجدهما فلا يقراها پس مراد آنست كه ( اخضعوا للَّه و خروا له سجدا ) اجماع مجتهدين ما و احاديث صحيحه از ائمهء معصومين دافع و جواب آنست چه به اتفاق جميع علماى ما سجدهء واجبه منحصر است در عزايم اربع و حديث مذكور بر تقدير صحت دلالت صريح ندارد بر وجوب آن و بعضى از علما اين سجده را سجدة الفلاح گويند و فعل خير كه بعد از اين مذكور ميگردد حمل ميكنند بر مبادرت به سجده و اين وجهى بعيد است * ( وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ ) * و بپرستيد آفريدگار خود را در جميع آنچه متعبدين بدان از نماز و روزه و زكات و حج و جهاد و عبادت بمعنى تذلل است و منه طريق ( متعبد اى مذلل ) و مراد بذلت تذليل نفس اماره و لوامه است مر نفس مطمئنه را كه موجب ترقيست بكمال و رضا و تقرب به حضرت ذو الجلال يعنى من جميع الوجوه نفس خود را متذلل و منقاد سازيد بامر پروردگار خود و ذكر رب اشارة است به آنكه موجب عبادت مقام ربوبيت است * ( وَافْعَلُوا الْخَيْرَ ) * و بكنيد نيكويى يعنى عملى كه در شرع پسنديده باشد و مزيت و رجحانى داشته باشد بر افعال مباحه چون نوافل طاعات وصلهء ارحام و مكارم اخلاق و اعانت ملهوف و اغاثه مظلوم و غير آن از مندوبات حاصل كه حق سبحانه و تعالى در اين آيه اول مؤمنانرا بصلاة دعوت كرد كه ذكر خاص است و اعظم عبادات و بعد از آن بمطلق عبادت امر فرموده و اگر چه اين شامل امر بصلاة نيز هست اما به جهت شرافت و مزيت